برچسب:
نویسنده: آریا حسینیپور
ای غریبه آشنایی ؟ کیستی ؟
درمنی؟ در جست و جوی چیستی؟
آشـــــــنایی بــــــــا همه بیگانگی
کوله بارت مـــــــــملو از دیوانگی
ای غریبه دســــتهایت اشناست
چشمهایت،آن صدایت بی ریاست
با توام....با تو.....چرا پس ساکتی؟
دردمن عشق است،عشقم ساکتی؟
برچسب:
نویسنده: آریا حسینیپور
برچسب:
نویسنده: آریا حسینیپور
بازم هوای دست تو
بازم نگاه و ترس تو
بازم شما،؟بازم سکوت؟
بازم ی بغض تو گلوت؟
بازم منـــــــــو خیابونا
قایم شدن تو کوچه ها
بازم سکوت حرف من
بازم تویی،بدون من
+ نوشته شده در جمعه هفتم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 10:54 توسط غریبه
برچسب:
نویسنده: آریا حسینیپور
برچسب:
نویسنده: آریا حسینیپور
کربلا را خاهرم زینب سرود
از زمین و مردمانش خسته بود
کربلا یعنی من و تو مانده ایم
کربلا یعنی که ما جا مانده ایم
کربلا یعنی ستم،جور و جفا
دست هایش،شد چرا از تن جدا؟
کربلا یعنی خدایی میکنم
من حسینم را فدایی میکنم
کربلا یعنی که مادر خسته است
برچسب:
نویسنده: آریا حسینیپور
خسته ام
بي انتها
در اسمان
بي ادعا
خسته از تكرار طوطي وار اين تنهاييم
همچو گلها و نقش قاليم
اندكي تو خاليم
ميشود امشب كمي؟
ميبافيم؟
برچسب:
نویسنده: آریا حسینیپور
برچسب:
نویسنده: آریا حسینیپور
قسم به روز رفتنت
به گریه های بی امان
به ماندنی نبودنت
به ابرهای آسمان
به صافی دل تو و
به قلب تره ام قسم
به ثانیه به سالها
به عمر رفته ام قسم
تو قرن ها نبوده ایی
به ساعت خراب من
قسم به هرچه بوده ایی
نبوده ایی برای من
+ نوشته شده در پنجشنبه
برچسب:
نویسنده: آریا حسینیپور