خرید بک لینک
من همانم که برای دل مجنون نگاهتبه خیالتهمه افسون نگاهم؟نروی دور ز مستی و سرایتمنم آن فکر گناهتکه زمینی شده از ترس خدایتبه خیالت...که روم از دل و جانت؟نگذارم بروی روح و روانمنگرانمبه تو سوگند به ایمان و کلامتکه "غریبم"که غریبانه در این شهر پر از حیله

برچسب: نویسنده: آریا حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:00

ای غریبه آشنایی ؟ کیستی ؟ درمنی؟ در جست و جوی چیستی؟ آشـــــــنایی بــــــــا همه بیگانگی کوله بارت مـــــــــملو از دیوانگی ای غریبه دســــتهایت اشناست چشمهایت،آن صدایت بی ریاست با توام....با تو.....چرا پس ساکتی؟ دردمن عشق است،عشقم ساکتی؟

برچسب: نویسنده: آریا حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:00

از چی بگم؟ قصه ی ما درازه گفته بودم،رفتنا غصه سازه از اون دلا که مشکی شدشبونه از عشقایی که عمرشون ی روزه از چی بگم؟دل نه که کم بیاره از تو بگم یواش یواش میخابه از عشقی که مثل طناب داره ی جاهایی ،غریبه کم میاره از اون نگاه خسته و تباهی؟ خسته شدم،

برچسب: نویسنده: آریا حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:00

بازم هوای دست تو بازم نگاه و ترس تو بازم شما،؟بازم سکوت؟ بازم ی بغض تو گلوت؟ بازم منـــــــــو خیابونا قایم شدن تو کوچه ها بازم سکوت حرف من بازم تویی،بدون من + نوشته شده در جمعه هفتم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 10:54 توسط غریبه

برچسب: نویسنده: آریا حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:00

حال این روز هایمان عجیب است چه تابستان سردیست تو به دنبال من می ایی حنجره ی خسته ام دگر نای گفتن این قصه را ندارد اندکی سکوت میخاهم اندکی رها شدن اندکی مردن در خیال و باز از نو برای تو جان دادن مگر میشود با تو غریبه بود؟ میدانم تو هم بیتابی این هم

برچسب: نویسنده: آریا حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:00

کربلا را خاهرم زینب سرود از زمین و مردمانش خسته بود کربلا یعنی من و تو مانده ایم کربلا یعنی که ما جا مانده ایم کربلا یعنی ستم،جور و جفا دست هایش،شد چرا از تن جدا؟ کربلا یعنی خدایی میکنم من حسینم را فدایی میکنم کربلا یعنی که مادر خسته است

برچسب: نویسنده: آریا حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:00

خسته ام
بي انتها
در اسمان
بي ادعا
خسته از تكرار طوطي وار اين تنهاييم
همچو گلها و نقش قاليم
اندكي تو خاليم
ميشود امشب كمي؟

ميبافيم؟

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۵ ساعت 13:56 توسط غریبه

برچسب: نویسنده: آریا حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:00

آتشم ميزني وميروي ،آنجاي دِگرتو و رويايِ دِگرمنو بيخوابي وبي تابي و اين عشق خداييبه گمانم كه توافسون صداييتو كجايي؟نه تواني(منظور اين نيست كه نميتوني...نه نيرويي..نيرو و توان)نه نگاهيتو سرابيمن ديوانه پي عشق تو هر روز دويدمتو گناهيتو همان،باعث قحطي

برچسب: نویسنده: آریا حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:00

قسم به روز رفتنت به گریه های بی امان به ماندنی نبودنت به ابرهای آسمان به صافی دل تو و به قلب تره ام قسم به ثانیه به سالها به عمر رفته ام قسم تو قرن ها نبوده ایی به ساعت خراب من قسم به هرچه بوده ایی نبوده ایی برای من + نوشته شده در پنجشنبه

برچسب: نویسنده: آریا حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:00

صفحه بندی